دستای خالی دل پرامید

سلام دوستای گلم
بعدسه ماه اومدم با دستی خالی ودلی پرازامید
دوستای گلم مرسی که به من سرمیزنید به خدا هربار نظراتتونو خوندم امید پیدا کردم به خدای بزرگ ولی چیکا کنم اون محلم نمیده اون جوابم نمیده اون حدیثموبهم نمیده اون دستای خالیمو نمیبینه.......
دلم گرفته دوست ندارم شماروناراحت کنم ولی به خدا کسیروندارم باهاش دردودل کنم اگه چیزی بگم نگاهشون بهم ترحم آمیز میشه منم ازنگاه ترحم آمیز بدم میاد
حدیث مامان عشق مامان حالت خوبه معلومه حالت خوبه چون یادتو مامانت نیست حتی به خوابمم نمیای یه شب ازت خواهش کردم بهت التماس کردم نیومدی دوستم نداری آخه مگه میشه بچه ای مادرشو دوست نداشته باشه مامان گلم شهریور سالگردتولدت هستش توروخدا تاشهریوربیا
یابیا یامنو باخودت ببر
مامانای گل توروخدا برادل داغونم دعاکنید هرکدوم تولد برابچه هاتون گرفتین یاد دستای خالیه من بکنید
یادم میاد وقتی حدیثم به دنیا اومد سال88 اولای ماه رمضان بود منو شوهرم باهم نشستیم حساب کردیم تا تولد سه سالگیش تو ماه رمضان هستش میگفتیم تولد سه سالگیشو مفصل میگیریم چون ماه رمضان همه نمیان حالا تولد سه سالگیش شده ولی دستای من خالیه دوست داشتم ازتون بپرسم به نظرتون واسه تولدش چه لباسی براش بخرم چه تم تولدیو واسش انتخاب کنم کیارودعوت کنم کیکش چه جور باشه وخیلی چیزای دیگه....
ولی نگاه دل امیدوارم نکنید دستام خالیه......


دستای خالی دل پرامید
